عباس اقبال آشتيانى
184
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
نمايد . لشكريان بغداد و جمع كثيرى از مردم شهر به خيال آنكه نجات يابند به همراهى دواتدار و سليمان شاه از بغداد خارج شدند و پيش هولاگو آمدند . خان سفاك مغول همگى ايشان را بقتل رساند و دواتدار و سليمان شاه و پسر او را نيز چند روز بعد كشت و سر ايشان را بدست پسر بدر الدين لؤلؤ به موصل پيش او فرستاد و بدر الدّين با اينكه با سليمان شاه دوست بود از ترس هولاگو اشكريزان سر آن سه تن را بردار كرد . مستعصم روز يكشنبه 4 صفر 656 با سه پسر خود و سه هزار نفر از سادات و ائمه و قضاة و اكابر و اعيان بغداد از شهر خارج شده به خدمت هولاگو رسيد و هولاگو به ظاهر با او به نرمى سخن گفت و خليفه را امر داد تا بقية السيف مردم دار الخلافه را از استعمال اسلحه و جهاد با تاتار بازدارد . خليفه نيز چنين كرد و مردم دست از جهاد برداشتند هولاگو ايشان را به بهانهء سرشمارى بخارج بغداد كوچاند همگى را كشت و حكم داد از چهارم صفر بغداد را غارت كنند و در نهم صفر ببغداد وارد شد و مستعصم بدست خويش كليد خزائن پانصد سالهء اجدادى را در كف او نهاد و دفاين خويش را به او نمود . « چون خليفه نزد هولاگو رسيد خواص او را از ائمه و سادات و مشايخ به دروازهء كلواذ فرودآوردند و بعد از آن فرمود تا شهر را غارت كردند و پادشاه به مطالعهء خانهء خليفه رفت و به همه روى بگرديد و خليفه را حاضر كردند . خليفه را فرمود تا پيشكشها كرد آنچه آورد پادشاه هم در حال بخواص و امراء و لشكريان و حاضران ايثار كرد و طبقى زر پيش خليفه بنهاد كه بخور گفت نمىتوان خورد گفت پس چرا نگه داشتى و به لشكريان ندادى و اين درهاى آهنين را چرا پيكان نساختى و به كنار جيحون نيامدى تا من از آب نتوانستمى گذشت . خليفه بجواب گفت تقدير خداى چنين بود . پادشاه گفت آنچه بر تو خواهد رفت هم تقدير خداست و شب را بازگشت ، آنگه خليفه را فرمود كه زنانى كه با او و پسران او پيوستهاند بيرون آورد و به سراى خليفه رفتند 700 زن و 1200 خادم بودند و ديگران را متفرق كردند . چون از غارت فارغ شدند بعد از يك هفته اهل شهر را امان دادند و غنيمتها جمع كردند و چهاردهم صفر پادشاه از در شهر كوچ فرموده خليفه را طلب كرد و او را آنجا آوردند و پسر ميانين را بر عقب آوردند با پنج شش خادم . آنروز در آن ديه كار او به آخر رسيد ديگر روز پسر مهين را و كسانى را كه با او بودند به دروازهء كلواذ كار او به آخر رسيد و زنان و خادمان را متفرق كردند . » ( نقل از رسالهء كوچك فتح بغداد منسوب به خواجه نصير الدين طوسى . ) در هجوم مغول ببغداد بيشتر ابنيه و عمارات آن از قبيل مقابر خلفا و مشهد امام موسى كاظم خراب گرديد و خلق بسيار بقتل رسيدند . عاقبت بعد از يك هفته